HOMA JoON
خانـ ه ♥ لینـ ک ♥ ایمیـ لـ ♥ پروفایـ لـ ♥ سرگرمی تفریحی

بعضی وقتی تو دعوا فقط باید نگاه کنی!
سکوت کنی!
فحشاشو بده و بهونه هاشو به جون بخری!
تموم که شد بغلش کنی و آروم در گوشش بگی :
با من نجنگ!
♥من دوست دارم♥


روزگاریست همه عرض بدن می خواهند
همه از دوست فقط چشم و دهن می خواهند
دیو هستند ولی مثل پری می پوشند
گرگ هایی که لباس پدری می پوشند
آنچه دیدند به مقیاس نظر می سنجند
عشق ها را همه با دور کمر می سنجند
خب طبیعیست که یک روزه به پایان برسد
عشق هایی که سر پیچ خیابان برسد

v

دیر زمانیست که حیران توام . . .
و در رگ های زندگی من خون عشق تو جریان دارد ،
می خواهم تا با تمام وجود
چار دیواری درون سینه ام را وقف خاطرات تو کنم . . .
چه آتشی به پا کرده ای در وجود من !
من ، دیوانه ی رقص شعله های عشق توام . . .
و در اوج رویا پردازی های عاشقانه ام ،
غرق شده ام در عمیق ترین نقطه ی اقیانوس ِ چشم های تو !
داشتنت بزرگ ترین آرزوی من از نفس کشیدن است ،
و ایمان دارم . . .
به آمدن روزی که دانه های نگاه مهربان ِ تو ،
در دشت مردمک های چشم من رشد میکنند . . .
تو آسمانی ترین عشق زمینی منی !
و آنقدر بهانه برای دلبستگی در وجودت داری ،
که بارها و بارها شک کرده ام به زمینی بودنت. . . !
همیشه به خودم می گویم : تو یک انسان نیستی !
تو یک پدیده ای ، پدیده ای منحصر به فرد . . .





تــــ♥ــــو مـرا نادیده بگیر...
موندنی راهش رو پیدا می کنه...
رفــــــــتنی بــــــــــــــــــــــــهونش رو...


دوبــاره بـارون مــیـزنـه اســم تــو مـیـاد رو لـبـام
نـگاه مــن بـه آســمـون ،مــن از خــدا تــو رو مــیخـوام
دوبـاره بـارون مـیـزنـه خــاطــره هــام تـازه مـیـشـه
احـسـاس تـنـهـایی مـن بـازم بـی انــدازه مـیـشـه
نـیـستی دل مــن تـنـگه قـلـبـم بـی تــو داغــونــه
یـادت پـیـشـمـه امــا دسـتـات تــو دسـت اونـه
نـمـیـدونــم یـه روز مـیـشـه کـه قـلـب مــن شـاد بـشـه
دل مــن از بـنـد دلــت بـکنـه آزرده شــه
نـمـیـدونـم یــه روز مـیـشـه نـگات تــو خــاطــرم نـیـاد
قـلب مــن از دسـتـای مــن دوبـاره دسـتـاتــو نـخـواد
نـیـستی دل مــن تـنـگه قـلـبـم بـی تــو داغــونــه
یـادت پـیـشـمـه امــا دسـتـات تــو دسـت اونـه


تــو چـشـمــای پــر از اشـکـم بـه دنـبـال چــی مـیـگـردی
مـنـو بـازیـچـه ی دســت هــوس هــای خــودت کــــــردی
مـیـگـفـتـی مــال هــم مـیـشـیـم یــه روزی تــا ابــد امــا
تــو از ایـنـجــا داری مــــــیـری بــدون مــن خـــودت تـنـها
هـمـش تـقــصـیــر قـلـبـم بـود که از دنـیـا تــو رو مـیـخـواست
داری مـیـــری بــرای مــن هـمــیـنـجــا آخـــــــر دنـیـاســــت
تــمــوم آرزو هــای مــنــو کـشـتی بـا بــیـرحــمـی
تـو از عــاشـق شــدن حـتـی یـه خــط شـعـرم نـمـیـفهـمی
خــیـانـت کــردی بـی احـسـاس ، یـکی رو تــو دلــت داشـتـی
کـه عــمــری عـشـقـمــو پــای یــه حــس ســاده مـیـذاشتی


من داره گریه ام میگیره،اما تو چشماتو نبند
دارم واسه تو شعر میگم به قلب عاشقم نخند
یه ماهه گریه میکنم،هنوز میخوام باشی پیشم
هنوز میخوام باهت باشم پس چرا آروم نمیشم
سیگارو ترک کردم ولی چرا تو ترکم نمیشی
نمیتونم دورت کنم از شعرام یا نقاشی
دیگه تحمل ندارم دارم میبازم به خودم
چرا فراموش نمیشی چه جوری عاشقت شدم؟
عطر تنت همه جا هست حتی هوای بارونی
داری دیوونم میکنی چه جوری انقد آرومی؟
این عشق یک طرفه بود،راحت فراموشت شدم
این وسطم من سوختم چونکه من عاشقت بودم
گلایه هامو گفتمو من دیگه گریه ندارم
عشقم تو چشماتو ببند، من دیگه دوستت ندارم . . .


خـــدایـا . . . !
گـاهــی تــو را بــزرگــ می بـیـنـم و گاهـی کــوچـکــ ،
ایــن تــو نـیستی کـه بــزرگ می شــوی و کـوچـک . . .
ایــن مـنـم کـه گاهـی نــزدیـکــ مـی شـــوم و گاه دور . . . !!!
■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■
وجـــــود داشتـن بـا وجـــــودشـو داشتـــن خـیـلــی فــرق میکــنــه . . .
بعـضیــا وجـــود دارن امـــــا وجـــــودشــو نـدارن !
■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■
مــی روم . . .
امــا چــمــدانــم را نـمی بــرم !
سـنـگـیـن اســت روزهــایـی کـه بـی تــو زنــدگی کــردم . . .
■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■
شــیـشـه ی پــنــجـره را بــاران شـسـت . . .
از دل تـنگ مــن آخــر چـه کـسی نـقـش تــو را خـواهـد شـسـت . . .؟!
■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■
گـاهی دوســتـت دارم هــا بــی فـــایــده انـد ،
مـثـل مــوفــق بـاشــیـد هــای انـتــهای بــرگه ی امـتــحـانی . . . !
■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■
مراقـــب حــــرف هایتـــان باشیـــد !
وقــــتی زده شدنـــــد ،
فقـــــط قابـــــل بخشش هستنـــد . . .
نـــــــــــه فرامــــــوش شــــــدن !




ترکم مکن ای عشق من بی همزبانم
تنها تو یی ای نازنین آرام جانم
اینجا کسی در سینه اش رویا ندارد
دل را سپردن تا ابد معنا ندارد
سر در گریبانم کسی هم درد من نیست
از عشق جز آلودگی چیزی ندیدم
از فصل های دوستی من دل بریدم
این زندگی دیگر سرو سامان ندارد
دیگر به عشق من کسی ایمان ندارد
دیگر نمی داند که را باید صدا زد
این قلب را تا کی به طوفان بلا زد
من باغبان فصل های انتظارم
تو خوب می دانی من اینجا بی قرارم

اشتباه نکن
"نه زيبايي تو"
"نه محبوبيت تو"
مرا مجذوب خود نکرد
تنها آن هنگام که روح زخمي مرا بوسيدي
من عاشقت شدم.

دلم مرگ میخواهد ..!
بی صدا ..!
بی هیاهو ..!
بی شلوغی ..!
بی گریه ها و ضجه های مادرم ..!
آرام محو شوم از صفحه ی زندگی ...!
جوری که انگار از اول نبوده ام .... .

برای نبودن که . . .
همیشه لازم نیستــــــــــ راه دوری رفته باشی
میتوانی همین جا
پشت تمـــــــــام ِ بغضهایت ، گم شده باشی
این روزها خوبم ، کار میکنم ، شعر میخوانم
قصه می نویسم و گـــــــــــاهی
دلم که برایتــــــــــــ . . . تنگ میشود
تمام خیابانها را ، با یادتـــــــــــ . . . پیاده میروم

اولين تو بودي
آخرين هم تو خواهي بود
نمي خواهم طعم چشم ديگري را بنوشم
انتظار بارانت سخت هم باشد
فقط به خيال آمدنت
خيس خيسم...



هنوز تب داره احساسم ، تو این روزای بی پروا
دیگه آدم شده قلبم بیا ، برگرد ، بیا حوّا...
به یاد خاطرات تو ، دارم شاعر میشم انگار
همه شعرای ممنوعه ، بیا تقدیم تو ، بردار
بیا تا مرز آغوشم ،غرورو پیش من گم کن
برای ختم دلتنگی ، با یک بوسه تیمّم کن
بیا بردار نفسهامو ، تو این بیراهه پرپر کن
دل احساسمو بشکن ، ولی حرفامو باور کن
تو باور کن که لبخندام ، تو چشمای تو جامونده
غم سرد نبود تو ، دل فردامُ لرزونده


به لب گر خنده می بینی به باطن هــمــــدم دردم
نه مأوایی ،نه معشوقی که من تنها ترین مـَــردم
غرورم انقلابی شد که ویران کرد احـــــــــساسم
سخن را گرم می گویم نــــــداند هیچکس ســردم
خدایا چاره ای ، راهی کـــــه راهم ،راه دل بـاشد
در این دنیای زوج امـــــا فقط من یک نفر فردم
غرورم با دلم دشـــمن ، ولی یـــــک دَم نـــــدانستم
که در جنگ غرور و دل به دنبال چه مـی گردم
نه یاری ماند از کارم ، نه یک تــَـن هــمدمی باشد
اگر امروز تنـــــهایم ، خودم دیـــــــروز بـــد کردم


ایـــن واژه هــا . . .
آنـقــدر مــحـو چــشـمـهای کــهـربـایی ات مـیشـونـد ،
که دوســتـت دارم و بـی تــو مـیـمـیـرم کـه هــیـچ !
حـتی یـک ســلام ســـاده ی چــهـار حـــرفـی را
از یـاد مــیـبـرنـد . . . !
تــنــهـا بــرای لـــحـظـه ای . . .
نـگاهــت را از ایــن عــاشــقـانـه بـگیــر ،
مــدتــهـاســت . . .
داغ گــفــتـن یک ســلام
بــر دل این واژه هــاســت . . .




ایـن روزها کـسی بـه خـودش زحـمـت نـمـیدهـد
یـک نـفـر را کـشـف کـنـد
زیـبـایـی هـایـش را بـیـرون بــِکـشـد
تـلـخـی هـایـش را صـبر کـنـد . . .
آدم هـای امــروزی ،
عـشـق هـایِ کـنـسـروی مـی خـواهـنـد !
یـک کـنـسـرو کـه فـقـط دَرش را بـاز کـنـنـد ،
بـعـد یـک نـفـر شـیـریـن و مـهـربـان و زیـبـا
از داخـلِ کـنـسـرو بـپـرد بـیـرون . . .
و هـی لـبـخـنـد بـزنـد و بـگـویـد :
حـق بــا تــوســـت . . . !!!


یکی موند و یکیمون رفت، جهان ما دو قسمت شد
یکی تنها توی خاکش، یکی راهی غربت شد
یکیمون از قفس پر زد،یکی خواست و نمیتونست
نگاهش رو به دریا بود ولی راهو نمیدونست
دو تا آینده ی مبهم یه تابستون بی خورشید
همون فصلی که رویامون مثل ارتش فرو پاشید
میون زمزمه هامون یه آهنگ یادگاری موند
یکیمون از خدا دور شد، یکی هنوز نماز میخوند
تو و عکسای دیروزت، منو شعرای این دفتر
توی نوستالژی جا موندیم به زیر خاک و خاکستر
به دنیا اومدیم اما ما این دنیا رو نشناختیم
چه میموندیم چه میرفتیم به هم بازی رو میباختیم
یکی از ما تموم زندگیشو توی تصویر تنهایی سفر کرد
نمیدونست خودش رو جا گذاشته که یه حسی تو قلبش میگه برگرد
یکی از ما هنوزم رو به دریا توی دنیای دیروزش اسیره
یه خواهش از خدا داره که شاید جوونیشو بتونه پس بگیره
تو و عکسای دیروزت، منو شعرای این دفتر
توی نوستالژی جا موندیم به زیر خاک و خاکستر
به دنیا اومدیم اما ما این دنیا رو نشناختیم
چه میموندیم چه میرفتیم به هم بازی رو میباختیم


تــو کـه پـشــت مـنــو خــــالـی کــردی
تــو یــه لـحــظـه از نـفـس افــتـادم
خـــوش بــحـالــت کـه هـنــوزم خــوبـی
مـنکه زنــدگــیـمـو از دســـت دادم
■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■ ■■
تــو دنـیـایــی کـه تــو هـسـتی بـه مــن مـیـگـن یــه دیــوونـه
کـسی کـه حــرمــت عـشـق و نـه مـیـفـهـمـه نـه مـیـدونــه
تــو دنـــیـایی کـه تــو هـسـتی بــه مــن مـیـگـن یــه آواره
کــسی کــه آخـــر حــرفـاش یــه دنــیـا نـقـطـه چــیـن داره


گاهی دلتنگی هایی داری که فقط باید فریادشان بزنی تا آرام شوی اما باید سکوت کنی
گاهی پشیمانی از کرده و ناکرده ات
گاهی دلت نمی خواهد دیروز را به یاد بیاوری
انگیزه ای برای فردا نداری و حال هم که...
گاهی فقط دلت میخواهد زانو هایت را تنگ در آغوش بگیری
گاهی دلگیری...شاید از خودت...


سال نـــو مـــبارکـــ (!)
امــیدوارم ســال جــدیــد آغــاز روزهــایـی بـاشــه ،
که آرزوشــو داریــد . . . :)

اهنگ پیشواز |